اشارهاي به تفريحات و نظام تفريحي دوران صفويه -بخش پایانی
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
***********************************************************************
5- قهوهخانه و سازمان آن
قهوهخانهها مهمترین مراكز استراحت و وقت گذرانی مردم در روزگار صفویه بود و دربیشتر شهرهای بزرگ قهوهخانههای دراطراف میدان نقشجهان قرار داشت بدنه شمالی میدان را به اطاقهای متعددی تقسیم كرده بودند و درهركدام قهوهخانهای دایر بود. هریك ازاین اطاقها دارای سكویی بود بشكل نیم دایره و دروسط آن حوضی قرار داشت كه آب جاری ازآن عبور میكرد و برصفای قهوهخانه میافزود.
»تاریخ قطعی ورود قهوهخانه بایران معلوم نیست اما چون درآغاز پادشاهی شاهعباس بزرگ قهوهخانه درایران وجود دشته ممكن است كه نوشیدن قهوه از عهد شاهطهماسب اول درایران معمول شده باشد.
قهوهخانههای اصفهان بزرگ بود و دیوارهای سفید و پاكیزه داشت. درهای قهوهخانه از چند سو به خارج باز میشد و بیشتر آنها را به یك صورت و اندازه پهلوی یكدیگر می ساختند. غالباً میان آنها دیوار و پردهای نبود دراطراف قهوهخانه طاقنماها وشاهنشینهایی ساخته بودند كه با قالی و فرشهای دیگر مفروش و نشیمن مشتریان و تماشاگران بود، و همه در آنجا به زمین نشستند. شبها چراغهای فراوانی را كه از سقف قهوهخانه فرو آویخته بود میافروختند. درمیان قهوهخانهحوضی بزرگ بود كه همیشه آب پاك و روشنی از اطراف فرو می ریخت و هنگام شب زمین از انعكاس چراغهای سقف و چراغهای دیگری كه دراطراف حوض میچیدند چون آسمانی پرستاره بنظر می رسید. «
قهوهخانهها صبح زود كار خودرا شروع میكردند و تا پاسی از شب بكار خود ادامه می دادند هركس كه بضاعتی داشت سری به قهوهخانهها میزد و قهوهچی فوراً یك قلیان و یك فنجان قهوه جلوی او میگذاشت. طبقات مختلف مردم از رجال و اعیان و سرداران و شعرا و هنرمندان همه مشتری این قهوهخانهبودند و می توان گفت كه درآن زمان بهترین وسیله تفریح خاطر و وقتگذرانی مردم قهوهخانه بود درآن مكانها مخصوصاً قهوهخانه های مشهور انواع و اقسام سرگرمی و تفریح و بازها و مناظرات شاعرانه و خواندن اشعار رزمی و بزمی و رقص و آواز و موسیقی وجود داشت. نقالان با صدای رسا و دلچسب خود اشعار شاهنامه فردوسی را می خواندند و افسانههای حماسی ایران را توأم با حركاتی متناسب با موضوع برای حاضرین نقل میكردند. اینان شاعر و ادیب هم بودند و شهرت بعضی ازآنها مانند ملا مؤمن كاشی، عبدالرزاق قزوینی و ملابیخودی گنابادی زبانزد خاص و عام بود. قصهگویی و مدح علی (ع) و گفتارهای مذهبی هم درقهوه خانه ها رواج داشت.
درمیان مناصب درباری صفویه شخصی بنام قهوهچی باشی بوده است كه كارش تهیه قهوه و آوردن گلاب و عرق بیدمشگ و نظایر آن برای شاه بود و برامور قهوهخانهها نظارت میكرد. شاهعباس گاهگاه به قهوهخانه می رفت و با شعرا و هنرمندان همصحبت میشد و بعضی اوقات سفیران و نمایندگان خارجی را نیز به قهوهخانه دعوت میكرد كه به عنوان نمونه می توان خان عالم سفیر نورالدین محمد جهانگیر پادشاه هند و دنگارسیا سفیر فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا و سفرای عثمانی و روس و چندتن از كشیشان مسیحی را ذكر كرد. دراین قبیل مواقع قهوهخانه را چراغان میكردند. شاه با میهمانان خود به نوشیدن شراب و قهوه و صرف شام میپرداخت درحالی كه مطربان و رقاصان و دیگر هنرمندان برای سرگرم ساختن حضار به هنرنمائی میپرداختند.
این قهوهخانهها ازنظرمركزیتی كه یافتند رفتهرفته به مراكز مهم اجتماعات مبدل گردیدند. درآنجا هركس از هردری سخن میگفت و گاه دامنه آن به انتقاد از روش حكومت می كشید. وقتی شاهعباس دریافت كه ادامه این وضع ممكن است كار را به فتنهانگیزی بكشاند محدودیتهایی برای وقتگذرانی مردم در قهوهخانهها قائل شد و بطوریكه تاورنیه مینویسد:
»حكم كرد هرروز صبح قبل ازآنكه كسی داخل آن اطاقها شود یك ملا بهر اطاقی برود و بنشنید و واردین را بگفتن مسئله و تاریخ و شعر مشغول نماید و این رسم هنوز هم معمول است. پس ازآنكه دوساعت بدین منوال مردم را مشغول میكرد ملا برمی خاست و به حاضرین میگفت حالا دیگر وقت كار است و باید دنبال كار رفت بفرمائید تشریف ببرید و مردم فوراً اطاعت كرده بیرون میرفتند و درصورتیكه قبل از رفتن هریك نیازی هم به ملا داده بودند. «
به غیر از قهوهخانه مكانهای دیگری برای نوشیدن چای وجود داشت كه به آنها چایخانه می گفتند و اغلب مردم سرشناس درآنجا گرد میآمدند و درضمن نوشیدن چای به بازی نرد و شطرنج میپرداختند. مصرف چای رفتهرفته توسعه یافت و جنبه عمومی پیدا كرد نوشیدن كوكنار، خوردن تریاك و كشیدن چپق و قلیان در زمان صفویه شیوع فراوان یافت و بسیاری از بزرگان به خوردن تریاك معتاد بودند. بعضی از پادشاهان صفوی با تفریحات فسادانگیز، موفق نبودند شاهطهماسب اول بعد از توبهای كه كرد دستور داد همه شرابخانهها- معجونخانهها و بیتاللطف و قمارخانهها را در سراسر كشور بندند و شاه سلطانحسین پارا از اینهم فراتر گذارده بعضی تفریحات بیضرر و نشاط انگیز عمومی را نیز تعطیل كرد. شاهعباس از مواد مخدر و دخانیات تنفر داشت و درسال 1030 نوشیدن كوكنار را قدغن كرد و دستور داد كوكنارخانهها را ببندند و مجازات مرگ را برای مصرفكنندگان كوكنار به مورد اجرا گذاشت و مصرف توتون و تنباكو را محدود كرد ولی پس از مرگ او دوباره استعمال این مواد رواج یافت.
۶- بخش واپسین: رامشگران و نغمهپردازان
با اینكه هنر رامشگری و نغمهسرایی در ادوار اولیه حكومت صفوی خصوصاً ایام سلطنت شاهطهماسب اول از رونق افتاده بود ازآن به بعد تحولی پیدا كرد و دستجات خواننده و نوازندهبه كار خود رونقی دادند. صاحب عالمآرای عباسی در ذكر مطربان و اهل نغمه مربوط به دوران شاهطهماسب می نویسد: «مشاهیر این طبقه را كه در اردو بودند مثل حافظ احمد قزوینی كه درگویندگی طاق و در پیچش آواز و نمك خوانندگی شهره آفاق بود و حافظ لله تبریزی و غیرهم از اردو اخراج كردند و استاد حسین سرنایی را چون به مجالس می رفت گرفته چند محبوس كردند و آخر قسم دادند سوای سرنا كه در نقارهخانه همایون نوازد درجای دیگر ننوازد. اما جمعی كه درآن زمان بودند در زمان اسمعیلمیرزا در اردو جمع شدند…» سپس نویسنده از دستهای هنرمند عصر نام می برد كه از خوانندگان حافظ جلاجل، حافظ مظفرقمی، حافظ هاشم و از زمره سازندگان میرزا محمد كمانچهای، محمد مؤمن عودنواز، شاهسوار طنبور و چهار تارنواز استاد سلطان محمد چنگی شمسی شترغوهی استاد معصوم كمانچهای، استاد سلطان محمود طنبورهای نامآور بودند.
پس ازمرگ شاهطهماسب خوانندگی و نوازندگی از نو رونق گرفت و شاهان بعدی طبقه هنرمند را مورد توجه قرار دادند. شاهعباس هرگاه كه ازكار كشوری و یا جنگ آسوده میشد مجالس عیش و طرب میآراست و هنرمندان زبردستی در بزمهای او هنرنمایی میكردند. بنا به گفته اسكندربیگ تركمان شاهعباس خود از رموز موسیقی مطلع بوده و پارهای از تصنیفات او زبانزد اهل ساز بوده است و گفتار دیگر مورخان نیز مؤید این مطلب است.
نظر به علاقه مفرطی كه این پادشاه به خوشگذرانی داشت بهترین خوانندگان و نوازندگان را در دربار خود گرد آورده بود كه ازآن جمله بودن میرفضلالله طنبورنواز كه آواز خوشی نیز داشت و سه نوازنده و خواننده معروف بنام افندی خواننده حافظ نایی و حافظ جامی و امیرقاضی كمانچهنواز و شاهمراد خوانساری كه درساختن تصنیف استاد و در موسیقی هنرمندی ارجمند بوده است.
شاهعباس به رقص زنان و جوانان رقاص علاقه داشت و همیشه همراه خوانندگان و نوازندگان دستهای از زنان رقاص نیز وجود داشتند. اینان درمجالسی كه امراء و بزرگان ترتیب می دادند به هنرنمایی میپرداختند و در كار خود استادی تمام داشتند. گاه هنگام پذیرائی از میهمانان خارجی این رقاصان هم شركت میكردند.
دریكی از تصاویر كاخ چهلستون اصفهان مجلس پذیرائی شاهعباس از ولیمحمدخان ازبك نشان داده شده است كه درآن چند رقاص زن به آهنگ موسیقی مشغول رقص هستند.
شاردن درتعریف ازاین رقاصهها می نویسد: حركات دست و بدن رقاصهها به اندازهای سریع و چابك و لغزنده است كه غیرقابل تصور میباشد.جهش و پرش و گردش برقآسای زنان با چنان سرعت و مهارتی انجام میشود كه چشم از تشخیص جزئیات این حركات عاجز می ماند و رقاصان دراین مورد بر بندبازان و شعبدهبازان سبقت می جویند. من شاهد صحنههای حیرتانگیزی از هنرنمائی رقاصههای ایران بودهام این هنرمندان چنان خود را پیچوتاب می دهند كه انسان فكر می كند سرو كارش با آدمك چوبی نقاشان افتاده اشت كه به وسیله ی پیچ ومهره درست شده وبه هر طرفی هرطور كه بخواهند كج و خم می شوند. از جمله رقاصهها چنان به عقب خم می شوند و پشت خودرا طوری دوتا میكنند كه سرشان با پاشنه پایشان تماس مییابد و با این وضع و حالت بدون استمداد از دستهای خود راه می روند. این هنرمندان روی یك دست و روی یك زانو با آهنگ شایان توجهی می رقصند و فن خود را با صدها حركات حیرتآور ملیح و لطیف نمایش میدهند..
رقص تقریباً منحصر به زنان بوده و مردان فقط خوانندگی و نوازندگی میكردند لكن پسربچههای رقاصی بودند كه درقهوه خانهها یا منازل می رقصیدند و اغلب هم لباس زنانه پوشیده حركات مضحك و بینزاكتی انجام می دادند. بسیاری از قهوهخانهها برای جلب مشتری ازاین قبیل رقاصان در اختیار داشتند.
سازمان حرفهای رقاصهها- حضور رقاصان و نوازندگان درتمام مجالس جشن و سرور ضروری بود خصوصاً در جشنهایی كه باشركت سفرا و میهمانان خارجی ترتیب داده میشد حتماً ازاین دستهها دعوت میگردید. رقاصهها برای كار خود تشكیلات و رئیسی داشتند كه ترتیب رعن آنها را به مجالس مهمانی میداد و وسائل آنها را ازهر لحاظ آماده میكرد و مزد آنهارا میپرداخت.
بنا به نوشته شاردن این صنف دستهجمعی كار میكردند و هرگروه تشكیلات خاصی داشت مثلاً گروهی كه مخصوص دربار بود از بیستوچهار نفر تركیب میشد كه تمامی از رقاصان سرشناس و مشهور بودند. این عده رئیسی داشتند كه عنوان گیس سفید آنهارا داشت. این سرپرست وظیفه داشت درموقع لزوم افراد خودرا از گوشه و كنار شهر جمعآوری كرده به مجلس مورد نظر هدایت كند و اختلاف آنهارا كه گاه براثر رقابت یا حسادت پیش میآمد رفع نماید و آنان را در مقابل تجاوزات خارجی حفظ كرده و رفتار آنهارا تحت نظر و مراقبت قرار دهد و درصورت مشاهده عدم رعایت مقتضیات مالی گروه مرتكب را مجازات و یا اخراج كند. رئیس دسته مراقب بود حقوق و مواجب اعضای گروه به موقع برسد پوشاك و ملبوسات آنان نفیس و عالی باشد و خدمتگذاران آنها مرتب و آماده كار باشند.
ملتزمین ركاب این رقاصهها عبارت بود از دو كلفت و یك نوكر و یك آشپز و یك مهتر با3-2 رأس اسب. هنگامی كه گروه مزبور به دربار می رفت چهار مركوب دیگر برای حمل اسباب و اثاث دسته مورد استفاده قرار می گرفت.یكی از اسبها حامل دوصندوق بزرگ و دیگری دو جامهدان قطور سومی مخصوص وسایل آشپزخانه و چهارمی حامل خواربار و لوازم دیگر اسبان بود گروه دارای حقوق سالیانه بود و مقداری اقمشه و منسوجات برای پوشاك و ملبوس اعضای دسته داده میشد و كلیه مایحتاج خواربار و ارزاق رقاصه ها و خدم و حشم آنها از طرف دربار تأمین میگردید. بعضی اوقات كه اعضاء دسته مورد توجه پادشاه قرار می گرفتند مستمری نقدی گروه افزایش می یافت و ازآن گذشته ممكن بود در طی مجالس رقص بر اثر مجلسآرایی و هنرمندی انعامها كلانی از دست شاهنشاه یا اعیان و رجال بگیرند ولی با تمان این درآمدها آنان از شغل خود طرفی نمیبستند زیرا، آنجه را كه با یكدست می گرفتند با دست دیگر پس می دادند و تمام درآمد خودرا صرف عیش و عشرت خود میكردند. دستههای رقاصان شهرستانها ازنظر تعداد اعضاء كمتر و ازنظر تجهیزات نیز، پائینتر از پایتخت بودند و معمولاً از هفت یا هشت رقاصه تركیب میشدند.
برگرفته از:
اشراقی، احسان. "اشارهای به تفریحات و نظام تفریحی دوران صفویه".مجله هنر و مردم- دوره 12،ش 140 و 141 (خرداد و تیر 53)
**********************************************************************
این واپسین نوشتارم در تارنمای گروه بوده وپس ازآن هیچ نوشتاری به نام من در تارنما درج نخواهد شد. دوستارانی که مایل به خواندن دیگر جستارهای اینجانب می باشند به تارنمای زیر مراجعه نمایند.
*******************************************************************
آغازفعالیت:۲۲/۰۶/۸۷ پایان:۲۲/۰۴/۸۹ ۲۱۱ پست
با سپاس از همراهی همیشگی خوانندگان گرامی