با در نظر گرفتن ویژگی ها و مختصات زبانی قدیمی ترین آثار و مدارک باز مانده از زبان های ایرانی ( یکی از شاخه های زبان های هند و اروپایی) تا زمان حاضر، می توان تحولات تاریخی زبان های ایرانی را به سه دوره ی مهم به شرح زیر تقسیم کرد:

        1.دوره ی باستان

        2.دوره ی میانه

        3.دوره ی جدید

        1.دوره ی باستان    ( آغازهزاره ی دوم قبل از میلاد تا قرن های چهارم و سوم قبل از میلاد)

     این دوره از قدیمی ترین زمانی که آثار و نوشته هایی به زبان های ایرانی به جا مانده آغاز می شود و تا انقراض هخامنشیان ادامه پیدا می کند. آثار و مدارکی که از قدیمی ترین دوره ی زبان های ایرانی در دست داریم متعلق به دوره ی باستان است . پیش از آن که آریاییان به سرزمین تاریخی خود بیایند و نام خود را به این کشور بدهند در قسمت غربی و جنوب غربی ایران کنونی ملت های دیگری زندگی می کردند که هریک از قرن ها پیشتر تمدن و فرهنگی خاص و درخشان ایجاد کرده و زبان و ادبیاتی داشتند که ایرانیان باستان ، با زیرکی ، از هر کدام به طریقی بهره مند شدند . در این دوره زبان های متعددی در ایران به کار می رفت . که می توان با توجه به پیشینه ی زمانی هر یک آن ها را به دو بخش زبان های ایرانی و زبان های غیر ایرانی تقسیم کرد . زبان های غیر ایرانی این ملت ها عبارت بودند از : سومری ، عیلامی ، سامی (خانلری،1377،ج1،ص138).

    زبان های سومری کهن ترین زبان نوشته شده ی نوع بشر است .قومی که سومری خوانده می شود از قدیمی ترین زمان در مصب رود های دجله و فرات یعنی فاصله ی میان بابل قدیم و خلیج فارس مستقر شده بود. خط میخی از اختراعات سومریان است . این خط دارای اشارات هجایی ، اشارات آوایی و نمودار خطی است. زبان عیلامی ، مانند سومری با هیچ یک از زبان های باستانی یا جدید خویشاوندی ندارد .عیلامی ها در منطقه ی کوهستانی که از بین النهرین تا فلات ایران گسترده است و رشته کوه های زاگرس و لرستان و خوزستان کنونی را شامل است مسکن داشتند. کهن ترین آثار این زبان به خط تصویری نوشته شده و متعلق به میانه ی هزاره ی سوم پیش از میلاد است .(خانلری،1377،ج1،ص141و142).

    پس از آن کتیبه های عیلامی به خط میخی است که تاریخ آن ها میانه ی قرن های 16 تا 8 پیش از میلاد است. زبان عیلامی که هم چنان به خط میخی نوشته می شد تا مدتی یکی از زبان های رسمی شا هنشاهی هخامنشی بود. سنگ نوشته های شاهنشاهان این خانواده بیشتر به سه زبان پارسی، عیلامی، اکدی است.

    قدیمی ترین زبان شاخه ی سامی، اکدی است که آثار باز مانده از آن متعلق به 2800 سال پیش از میلاد است. پس از آن که ایرانیان به فرماندهی کوروش بابل را تسخیر کردند، دیگر زبان اکدی چندان زمانی در گفتار باقی نماند و از قرن چهارم پیش از میلاد تا مقارن آن، تنها زبان کتابت و دین بود. در این دوران زبان آرامی جای زبان اکدی را در گفتار گرفت. خطی که زبان های اکدی به آن نوشته می شد، همان خط معروف به میخی بود.

    پس از دوران هخامنشیان، کم کم زبان آرامی جانشین همه ی زبان های سامی شمالی، یعنی اکدی و فنیقی و عبری شد و حتی در کتابت و ادبیات، از بسط زبان یونانی در آسیا جلو گیری کرد. دوره ی کمال تو سعه ی زبان آرامی میان سال های 300 قبل از میلاد تا 650 میلادی است. از این تاریخ به بعد زبان عربی (یکی دیگر از زبان های سامی) جای زبان آرامی را گرفت و آن را از رواج انداخت.

    زبان آرامی به دو شاخه ی شرقی و غربی تقسیم می شود. این دو شاخه از نظر ساختمان و واژگان به هم نزدیک اند اما به سبب اختلافات در زمان و مکان رواج و اختلاف گویندگان آن ها در دین و تمدن و خاصه خط ، باید از یکدیگر جدا شمرده شوند. شاخه ی شرقی آرامی با ایران و زبان های ایرانی رابطه دارد. نوشته هایی به خط کهن آرامی در بین النهرین یافت شده که متعلق به قرن سوم میلادی است و همین خط تحول یافته ی آرامی است که بعد ها زبان های پهلوی و سغدی و سپس اویغوری را با آن ثبت کرده اند. در دوران باستان زبان آرامی را به خط میخی هم نوشته اند (خانلری،1377،ج1،ص151).

    سریانی شاخه ای از آرامی است که در شهر اِدِس یا رُها (اورفه کنونی) در شمال بین النهرین مقام زبان ادبی یافته بود. شهر رُها از مراکز سیاسی قدیم بود واز قرن دوم میلادی که مردم آن به آیین مسیح گرویدند مرکز علمی و فرهنگی مسیحیت در شرق شد. مسیحیان ایران در شاهنشاهی ساسانی این زبان را به کار می بردند. خط سریانی از خط آرامی مشتق شده و دارای شیوه ی خاص تحریری است که درآن حرف های هر کلمه به هم متصل می شوند.

    زبان های ایرانی دوره ی باستان شامل چهار زبان می شود که از آن ها کم و بیش اسناد مکتوب در دست یا به طور غیر مستقیم از آن ها اطلاعاتی در اختیار است.

        این چهار زبان عبارت اند از : مادی، سکایی، اوستایی و فارسی باستان.

زبان مادی

    شاهنشاهی ماد نخستین دولت ایرانی در ایران غربی است که به موجب سالنامه های دولت های بین النهرین و نوشته های هرودت، مورخ یونانی، از آن اطلاعاتی وجود دارد. اما هیچ نوشته ای از زبان مادی بر جای نمانده و تنها چند کلمه در نوشته های یونانی یا پارسی باقی مانده است.

زبان سکایی

    سکاها طوایفی ایرانی بودند که بخشی از آن ها در مناطق وسیعی از شمال و شمال شرقی ایران می زیستند. زبان سکایی قرابت هایی با زبان های مادی و فارسی باستان داشته است. از صورت باستانی زبان سکایی، نوشته یا اثر مستقلی در دست نیست. اما نام های خاص کسان و جای ها در کتیبه ها و سکه های فارسی باستان، یو نانی و لاتین و هندی ضبط شده است.

زبان فارسی باستان

    فارسی باستان نامی است که به زبان سنگ نوشته های شاهنشاهان هخامنشی اطلاق می شود. این زبان در نواحی جنوبی ایران ( ایالت فارس) رواج داشت و به همین دلیل به آن فارسی باستان می گویند.

    مقداری از لغات فارسی باستان نیز که وارد زبان آرامی شده بوده، حفظ شده است. کمی اطلاع ما از این زبان بیش تر به این سبب است که زبان اداری پادشاهان هخامنشی که قلمرو پهناور خود را با آن اداره می کردند، زبان آرامی بوده که از خانواده زبان های سامی است. به کار رفتن آرامی در امپراتوری هخامنشیان به این سبب بوده که دبیران دیوانی بیش تر از مردم بین النهرین بودند و زبان و خط آرامی را، که از مدت ها قبل در نوشته های اداری و غیر اداری به کار می رفت و استوار شده بود، حفظ کرده بودند. فارسی باستان ظاهراً، قبل از آن که هخامنشیان کتیبه های خود را به آن بنویسند، فاقد خط بوده و نوشته نمی شده است. این زبان تقریباً تا قرن سوم قبل از میلاد و شاید تا مدت ها بعد متداول بوده است، اما بعد از سقوط هخامنشیان از آن اطلاعی در دست نیست (صادقی،1357،ص5)

    آثاری که از زبان پارسی باستان به جای مانده همه به خط میخی است و خط میخی پارسی ازخط میخی اکدی مأخوذ است (خانلری،1377، ج1، ص173) . خط فارسی باستان نشانه هایی هم برای اعداد داشته که تنها برخی از آن ها به ما رسیده است.

زبان اوستایی

    زبان اوستایی یکی از زبان های شرقی فلات ایران است که کتاب های مقدس آیین زردشتی به آن نوشته شده. آنچه امروز از این زبان به عنوان اوستا باقی مانده مجموعه ی پنج بخش به نام های یسنا، یشتها، ویسپَرَد، وندیداد و خرده اوستا است. این زبان از لحاظ قواعد دستوری بسیار کهنه و مهجور است و از این رهگذر کم و کاستی از سنسکریت ودایی ندارد (اُرانسکی،1358الف،ص86).

    خط اوستایی، که به احتمال قوی در اواخر دوره ی ساسانیان (قرن6م) ابداع شده، یکی از دقیق ترین و مناسب ترین خط های جهان برای ثبت صوت های ملفوظ ،  یعنی واک های یک زبان است. این خط که بر اساس خط آرامی پهلوی وضع شده و ((دین دبیری)) یعنی ((خط دینی)) خوانده می شود 48 حرف دارد که از آن جمله 14 نشانه برای مصوت ها و 34 نشانه برای صامت ها ونیم مصوت هاست (خانلری،1377،ج1،ص179).

    این خط از روی خط پهلوی کتابی (خطی که کتاب های پهلوی بدان نوشته شده) و زبوری (خطی که در ترجمه ی زبور به پهلوی به کار برده شده) ساخته شده است. این خط برای هر یک از آواهای زبان اوستایی نشانه ای ویژه دارد. خط اوستایی از راست به چپ نوشته می شود و هر کلمه با نقطه ای از کلمه ی دیگر جدا می شود (ابوالقاسمی،1378،ص42).

    از روی قرائن می توان به چند زبان دیگر در دوره ی باستان پی برد؛ از زبان هایی که در دوره ی میانه از آن ها اثری در دست است می توان از زبان های زیر نام برد: مثل زبان سغدی که در گفتار بعدی به آن اشاره خواهد شد و هم چنین زبان (( پارتی باستان)) که گویش کهن دیگری منشعب از (( ایرانی باستان)) بوده و با پارسی باستان قرابت بسیار داشته است و از آن زبان (( پَرتَوی)) یا (( پهلوانیک)) منشعب شده است.