هشت بهشت اصفهان-بخش پایانی
پاسكال كست كه در سلطنت محمد شاه قاجار از هشت بهشت اصفهان دیدن كرده و تصویرهای زیبائی از قسمت های مختلف آن تهیه كرده در آلبوم مصور خود درباره این قصر مطلبی نوشته است كه قسمت هائی از آنرا در این مقاله می آوریم:
«عمارتی كه هشت بهشت یا هشت در بهشت نام دارد به وسیله فتحعلی شاه فعلی در محوطه كاخهای دوره صفویه ساخته شده است بمنزله قصر تابستانی محسوب میشده كه هشت نفر از محبوبه های شاه در آن سكونت داشته اند وهر یك از آنها اقامتگاه جداگانه ای در اختیار داشته اند به این ترتیب كه چهار نفر از آنها در طبقه هم كف و چهار نفر دیگر در طبقه اول بنا می زیسته اند.
این عمارت 30 متر طول و 35/26 متر عرض دارد و از سطح مجاور باغ آن 2 متر بلندتر است و به وسیله دو پلكان ده پله ای كه متصل به نماهای شرقی و غربی قصر هستند داخل آن میشوند. پس از آن ایوانی با دو ستون چوبی بلند وجود دارد كه با مدخل هائی به سرسرای مركزی ارتباط پیدا می كند، طاق این سرسرا به یك نورگیر گنبدی شكل كه هشت پنجره چوبی دارد ختم می شود، در وسط سرسرا حوضی هشت ضلعی موجود است كه قطر آن 30/3 متر است و فواره دارد، درهای اطراف این سرسرا به اطاقهای هشت ضلعی راه می یابد كه برا ی پذیرائی از زنها اختصاص دارد، ایوان اصلی به سوی شمال قصر است و هشت ضلعی است كه دارای دوستون بلند از چوب سرواست كه در وسط آن حوضی بطول 80/2 و عرض 30/2 ساخته شده كه فواره دارد. سقف این ایوان دارای تزیینات زیاد است و دیوارهای داخلی قصر هم با نقاشی و طلا كاری و اشكال پرندگان مختلف و گلهای رنگارنگ و شیشه كاریها و آینه كاری ها تزیین شده، در این سرسرا دو تابلو نقاشی بزرگ دیده می شود كه فتحعلی شاه را برروی تخت نشان میدهد ودر اطراف او چند نفر از فرزندانش قرار گرفته اند، تمام این عمارت به روی زیربنائی قرار گرفته كه پایه بنا محسوب می شود و از مرمرهای زیبای تبریز ساخته شده،هیچ چیزی زیباتر از این اثری كه نمای مجموعه این عمارت در انسان می گذارد وجود ندارد.
اطراف عمارت در قسمت خارجی آن با سنگهای سخت پوشیده شده و در وسط این قسمت سنگفرش آبروی كوچكی تعبیه شده كه اضافه آبهای حوضهای داخل و خارج عمارت در آن جریان پیدا می كند. از این مجرا آب به داخل دو آب نمای بزرگ به عرض 8 متر و طول 50 متر كه در مقابل ایوانهای غربی و شرقی عمارت قرار دارندفرو می ریزد، محوطه كاخ با چنارهای بلند محصور شده و باغچه های گل آنرا آرایش می دهند، این گلها بیشتر از نوع گل رز و یاسمن است، خیابان شمالی كاخ به قصر چهل ستون مربوط می شود وخیابان غربی با سردر بزرگی به خیابان چهار باغ اتصال می یابد. سایر خیابانهای كاخ به باغهای میوه منتهی می شوند.
مؤلف رستم التواریخ نیز درباره هشت بهشت مطالبی نوشته است
محمد هاشم رستم الحكما در كتاب خود به نام رستم التواریخ ضمن توصیف قصرهای دوره صفویه در اصفهان درباره كاخ هشت بهشت به شرح زیر ادامه مطلب می دهد:
… چهل ستون از یك طرف محدود به انگورستان شاه عباس كه رشك بهشت برین است و از یك طرف محدود به باغ فردوس آسای مسمی به هشت بهشت شاه سلیمانی كه در طول و عرض تخمیناً به قدر دو هزار ذرع در دو هزار ذرع عرصه آن است و در وسط آن رواق بلند طاقی، مانند گنبد سپهر مینا فام، پر نقش ونگار ، از چهار جانبش چهار تالار با ستون های محكم مستدام و در وسط آن حوض مثمن از سنگ رخام با حجرات و غرفه ها و قصرها و زاویه های فوقانیه و تحتانیه تو در توی دلگشا و همه منقش و مصور و مزین به طلای ناب كانی و لاجورد بدخشانی و آئینه ی صافی روحانی جانفزا واز جانب شرقی و غربی آن دو دریاچه پرآب مروق درخور زورق و پیرامون آن جدوال آب جاری.
مادام دیولافوآ سیاح فرانسوی كه در سال 1881 میلادی به ایران مسافرت كرده و مدتی در اصفهان به سر برده است در سفرنامه خود در باره عمارت و باغ هشت بهشت و مدرسه ایكه در این قصر دایر بوده است چنین می نویسد:
موقع رفتن از چهلستون به كاخ هشت بهشت باید كنار حوضی عبور كرد كه در میان دو باغ واقع است، این باغها سلیقه وذوقی ایرانی را به خوبی نشان می دهد، نه به پاركهای انگلیسی كه از باغچه های چمنزار و تپه های گل و درختان نشاط آور آراسته شده شباهتی دارند و نه به باغهای فرانسه قرن هفدهم كه كاملاً بی نظم و تأثر آور بودند.
این باغها دارای درختان چنار بسیار بلندی هستند كه شاخه های آنها را تا رأس تراشیده اند و زمین هم به منزله مزرعه وسیعی است كه در آن گلهای فشرده و درهم بطور بی نظمی كاشته اند و ابداً نظم و ترتیب و مرغوبی جنس و رنگ در آنها مراعات نشده است، اگرچه ازنزدیك منظره عجیب و بدنمائی دارند ولی باید اعتراف كنم كه از دور مخصوصاً در آفتاب بسیار خوش نما و جالب توجه هستند و هر گلی بیشتر از پروانه های قشنگ كه آنرا با بالهای ظریف خود نوازش می دهند جلوه گری می كنند.
در آن طرف حوض،كاخ هشت ضلعی هشت بهشت واقع شده كه مركب از یك سالن بزرگ مركزی و چهار رواق و چهار دستگاه عمارت است و به وسیله پله ها و گالریهائی كه در روی رواقها ساخته شده با هم ارتباط دارند، در روی دیواری كه در نزدیكی رواق است دو تابلوی بزرگ دیده می شود كه در یكی از آنها صورت فتحعلی شاه با پسرانش ترسیم شده ودر تابلوی دیگر او را در حالی كه مشغول شكار حیوانات وحشی است نشان می دهد شاه در روی اسب خم شده و نیزه ای در دهان حیوان درنده و مهیبی فرو برده است كه معلوم نیست شیر است یا پلنگ ، گویا نقاش بیشتر در این فكر بوده كه هیكل سلحشور شاه را خوب نمایش دهد و از ترسیم شكل دقیق حیوان صرف نظر كرده است، عمارت هشت بهشت هم مانند چهل ستون خالی از سكنه است وفرش و مبلی در آن دیده نمی شود و از هشت نفر حوری یعنی زنان سوگلی فتحعلی شاه هم كه سابقاً زینت افزای هشت بهشت بوده اند ابداً نام و نشان واثری نمانده است كه بتوان به توصیف آنها پرداخت، همین قدر معلوم است كه هشت ملكه زیبا شصت سال قبل در این كندوی سلطنتی بسر می برده اند، آیا آنها زیبا و ظریف بوده اند، گندم گون بوده اند یا بلوطی رنگ، بَشاش بوده اند یا عبوس، البته معلوم نیست ونمی توان به كشف این اسرار مرموز موفق گردید فقط می توان فرض كرد كه پدر فرزندانی كه شماره آنها از رقم ششصد تجاوز می كند (مقصود فتحعلی شاه است) ناچار در میان خیل زنان خود نمونه های مختلفی از زیبائی و وجاهت داشته است.
چون سرتیپ دكتربه من اطلاع داد كه اینجا مدرسه است من از او تشكر كردم زیرا كه بدون اطلاع هرگز خیال نمی كردم كه در مدرسه ای هستم، نیمكت ومیز وتخته سیاه وتریبون معلم و كتابخانه در اینجا از جمله چیزهای بی فایده محسوب شده است. ایرانیان بزرگ وكوچك، خوشنویس یا بدنویس، شاگرد یا معلم ، همه كاغذ را به كف دست قرار داده و یا روی زانو گذارده ومی نوسند، هرگاه فرشی روی زمین افتاده باشد و چوب فلكی هم دركناری دیده شود می توان فهمید كه اینجا دیوانخانه یا مكتب است.
پایان یافت
برگرفته از:هنرفر، لطفالله. "هشت بهشت اصفهان".مجله هنر ومردم- دوره10، ش117 (تیر51)