حمام نماد طهارت و پاکیزگی ( بخش سوم )
تون ( آتشدان )
جهت تأمین حرارت مورد نیاز آب و هوای داخل حمام در فضایی به نام ( تون – آتشدان – گُلخن – خُند یا کانون آتش ) آتش می افروختند که مواد سوختی آن بته و هیزم بوده است. این فضای کوچک که در پائین ترین نقطه ی حمام قرار داشته باید از یک سو به طور مستقیم به معبر و گذر و از سوی دیگر به انبار هیمه را داشته باشد.
آتش دان دو نوع دودکش داشته اولی مواد اولیه ی حاصل از آتش ( دود) را به خارج هدایت می کرده و دیگری در واقع هواکش بوده که هوای گرم را به داخل کانال هایی هدایت می کرده که از کف فضاهای حمام عبور کرده و باعث گرم شدن محیط می گشته است. در مجاورت آتش دان چاله ی عمیقی بوده که خاکستر را در آن می ریختند. فضای گرم خانه در واقع قلب حمام و موتور محرک بوده که بایستی دارای دسترسی های کافی جهت تخلیه ذغال و مواد سوختی جهت ایجاد گرمایش باشد و فردی که مسئول این قسمت بود تون تاب نام داشت و شاق ترین وظیفه را به عهده داشت به طوری که چهره ی او همانند سیاه پوستان به نظر می رسید و معمولا کمترین دستمزد را دریافت می کرد.
سرتون
اطاقی در گرمخانه که به دیوار ِ آتش خانه حمام پیوسته و محل دسترسی به تون می باشد.
هیمه دان
انبار سوخت مورد نیاز حمام که مسئول آتش دان ( تون تاب ) از آنجا هیزم براشته و در آتش می ریخته است تا حمام در هر حال گرم باشد.
گربه رو
کانال هایی که به تناسب میزان گرمای مورد نیاز در هر بخش از حمام و در قسمت های مختلف آن در زیر کف حمام تعبیه شده و حرارت حاصل از آتشدان یا تون از این کانال ها هدایت و منتقل می شده است بدین ترتیب که دود و گرمای آتش خانه داخل این کانال ها رفته و پس از عبور از آنها توسط دودکشی از ساختمان دور می شده است. تعداد گربه روها در سربینه کمتر از گرمخانه بود چون گرمخانه باید گرمای بیشتری در خود داشته باشد. دوده های به جا مانده اغلب لازم بود که توسط خدمه حمام پاک شازی شود، البته دوده ی هیزم و بته را می توانستند پاک کنند ولی از زمانی که نفت و نفت کوره استفاده شد دوده های ناشی از مواد نفتی تعداد زیادی از خدمه را مسموم کرد و در نتیجه ی آن فوت نمودند.
دستک
در گرمخانه یا سربینه اغلب حوض های کوچکی بوده که از آبِ آن برای شستشوی دست و صورت و وضو استفاده می کرده اند. لازم به یاد آوری ست که افراد بعد از پایان شستشو و استحمام جهت پایین آمدن دمای بدن و رسیدن به حد تعادل پاهای خود را در حوض آب سردی که دارای ارتفاع کمی بود می گذاشتند و وارد سربینه می شدند و در واقع پاهای خود را آبکشی می نمودند.
محوطه باز حمام ( برف انداز)
محل تخلیه فاضلاب و فضولات حمام بوده، همچنین سوخت مورد نیاز حمام از جمله هیزم و بته و غیره را در همین محل نگهداری می کرده اند.
اصولا حمام ها در کنار کوچه ها و معبرها ساخته می شده و ورودی آنها در محل گذر عابران بوده است. بعد از ورودی پیچ خورده، وارد دهلیز شده که یک راه به بینه و یک راه به راهرو داشته که راسته راهرو با ورودی بینه کاملا متفاوت است. همینطور جهت انداختن لنگ ها بر روی طناب ها جهت خشک شدن در هوای آزاد از راه پله ای که برای پشت بام حمام در نظر گرفته شده بود استفاده می کردند. دخل استاد حمام نیز در کنار دهلیز قرار داشت بطوریکه هر فرد درپایان استحمام و پوشیدن لباس و کفش خود هنگام خروج به سرپرست یا استاد حمام جهت آب و خدمات عرضه شده پول می پرداخت و سپس از آنجا خارج می شد. کارگرانی که در سربینه کار میکردند جامه دار نامیده می شدند و وظیفه آنان آوردن حوله و لنگ خشک برای افراد بود و در بعضی از حمامها بساط چای در سربینه ها فراهم میشد، بطوریکه مشتری پس از شستشو و مشت و مال که خود نوعی ماساژ به روش سنتی بود می توانست از چای و قلیان در سربینه استفاده کند.
جام خانه
محوطه حمام بطور کلی با سقف های گنبدی شکل پوشیده می شد، در مرکز سقف طاقهای کوچکتر و برجسته با سوراخ های متعدد برای نورگیری ساخته می شده که این سوراخ ها توسط شیشه های خاصی به صورت نیم کروی تعبیه شده بود و هرکدام نور را به صورت یک عدسی محدب به داخل حمام با شدت وارد می کردند که علاوه بر روشنایی باعث ضدعفونی کردن داخل حمام نیز می شده اما اجازه هیچگونه دیدی به درون حمام را نمی داده و امکان نداشته شخصی از روی بام حمام بتواند داخل حمام را تماشا کند. این شیشه های تعبیه شده در سقف حالت شیشه های مشجر امروزی را داشته اند. به این قسمت ها جام خانه، جام گاه یا جام گل می گفتند که برای نصب آنها از مومینه ( پشم شتر+روغن بزرک+گل رس) استفاده می شده که مومینه را می توان به عنوان بتونه روغنی امروز قلمداد نمود. تعداد ین شیشه ها در جام ها بستگی به محوطه داشته است، قطر آنها و تعدادشان نیز با گرما و سرمای فضای درونی و بیرونی متناسب بوده است.