تالاب گاوخونی بخش ششم
از گاوخوني تا كرمان
هنرفر، لطفالله. "زاينده رود در گذرگاه تاريخ".
باتلاق گاو خوني زميني است ناهموار كه نزديك به 30 كيلومتر طول و عرض آنست و وسعت آن به افزايش و نقصان آب رودخانه تغيير مي كند. اين باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود ميشود به تپههاي از ماسه و شن كه بلندي آنها متجاوز از 200 متر است، بالاي آن تپه ابندا جرقويه علياست كه از چشمههاي زاينده رود مشروب ميشود و بعد دشت وسيعي است به طول چندين فرسخ ازماسه و شن بسمت ابرقو. زاينده رود در 140 كيلومتري جنوب شرقي اصفهان پس از مشروب كردن وزرنه كه آخرين آبادي مهم در مسير زاينده رود است در 12 كيلومتري اين آبادي درباتلاق فرو مي رود. مولف كتاب « اصفهان» مينويسد: « تپه هاي مرتفع ماسه و شني اطراف گاوخاني بسبب منافذ و لولههاي شعريه، آب گاوخاني را جذب ميكند مانند قند كه از فنجان، چاي را بالا مي كشد. در اراضي جرقويه عليا كه بالاي آن تپههاست هر جا ته باشد از دامنه تپه، آبي را كه گاوخاني جذب مي كندبصورت چشمه خارج ميسازد.
«مولف کتاب جغرافيايي اصفهان» مي نويسد:
«گاوخوني زميني است و سيع و محيطش دو سه فرسنگ، كنارش گزستان و ميانش را كسي نديده».
گياهان اطراف گاوخوني از نوع اشنو و چوبك وني و بويژه انواع و اقسام گز است كه در گذشته بصورت بيشههاي پر درخت بوده است و در نتيجه قطع درختان و بكار بردن در سوخت و همچنين تهيه زغال از بين رفته، وجود گدالهاي بيشمار كه جهت تهيه زغال ايجاد شده و در اغلب نقاط گاو خوني مشاهده ميشود شاهد براين موضوع است، درختان گز امروز بصورت بوتههاي كوتاه قامت درآمده و ديگر پناهگاه مناسبي براي گورخرهايي كه در اين حوضه فرو رفته زندگي مي كردهاند نيست.
در گفتههاي پيشينيان چنين آمده اسيت كه زاينده رود پس از آنكه درباتلاق گاو خوني به انتهاي خود مي رسد و از حركت باز مي ماند در زمين فرو ميرود و در كرمان ظاهر ميشود. ابن رسته در « اعلاق النفسيه» ضمن توصيف زرين رود مطالب خود را با جملات زير پايان مي دهد:
… و آنچه از آب زرين رود از روستاي رويدشت كه آخرين منطقهايست كه از آن مشروب ميگردد ميگذرد در سرزميني فرو ميرود و ميگويند همين آب در منطقه كرمان ظاهر مي شود و در آنجا مورد استفاده قرار ميگيردو ابن خردادبه كه در قرن سوم مي زيست نيز مي نويسد كه اين رودخانه پس از فرو رفتن در باتلاق گاو خوني دوباره در 60 فرسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر مي شود.
ابن حوقل بغدادي نيز در كتاب خود « صوره الارض» در توصيف «زرن رود» يعني زاينده رود به اين مطلب اشاره ميكند و مي نويسد كه آب زاينده رود سرانجام به روستاي برزند مي رسد كه خاص زردشتيان است و ميان برزند و قوطارن كه در آنجا بساط (فرش زيلو) تهيه ميكنند به زمين فرو مي نشيند و گفتهاند اين آب دردياچه اي بنام طهفيروز واقع در كرمان فرو مي رود.
ياقوت حموي نيز در مجم البلدان در اين مورد اشاراتي بشرح زير دارد:
زرن رود :
بفتح اول و ثاني و نو ن ساكن نام نهر اصفهان است و رودي است كه مشهور به گوارائي و صحت آب كه از « بناكان» بيرون ميايد و به ده « دريم» ميگذرد و سپس به ده ديگري بنام « دنبا» و در اين ده آبهاي زيادي جمع ميشود كه اهميت پيدا ميكند و بوستانها و روستاها را سيراب مبكند تا بشهر مي رسد و سپس در ريگزراي فرو ميرود به فاصله 6 فرسخ و در كرمان ظاهر ميشود و جاهائي را در كرمان سيراب مبكند و سپس بدرياي هند ميريزد و اينطور ياد كردهاند كه يك ساقه ني را علامت گذاري كرده و در آن موضع كه آب فرو ميرود، ( يعني گاو خوني) ني را به آب سپردهاند و پس از آن، آن ني را در محل خروج آب در كرمان يافتهاند و از اين جهت گفتهاند كه اين آب همان زاينده رود اصفهان است كه از كرمان بيرون ميايد.
حمدالله مستوفي در قرن هشتم هجري موضوع فرو رفتن آب زاينده رود را در باتلاق گاو خوني متذكر ميشود ولي برآمدن آن آب را در كرمان بعيد ميداند و چنين است نوشته وي:
« رودخانه اصفهان امروز به زنده رود موسوم است و مصنفين مختلف آن را « زاينده رود» و « زرين رود» نيز نوشتهاند. زرين رود اكنون به يكي از از شعب اين رودخانه اطلاق ميشود. قسمت علياي شاه اصلي اين رود « جوي سرد» نام دارد و از زردكوه سرچشمه ميگيرد. اين كوه كه هنوز به مناسب سنگهاي آهكي زردرنگ خود به اين نام خوانده ميشود در سي فرسخي باختر اصفهان نزديك سرچشمه رود« دجيل» يعني كارون واقع است.»
پايين سهر و فيروزان واقع در خان لنجان يكي از شعب زاينده رود كه از حيث بزرگي با خود رودخانه همسري مي كند و از حدود گلپايگان سرچشمه ميگيرد به زاينده رود ميريزد، آن گاه پس از عبور از اصفهان و سيراب كردن نواحي هشت گانه آن اندکی به سمت خاور رودشت پيچيده بالاخره در باتلاق گاوخاني كه در حاشيه كوير واقع است فرو مي رود. طبق يك عقيده عمومي كه ابن خرداذبه در قرن سوم نيز آن ذكر كرده است اين رودخانه پس از فرو رفت در باتلاق گاوخاني دوباره درشصت فرسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر مي شود و آن گاه به دريا مي ريزد، اما اين روايت ضعيف مي نمايد زيرا كه از گاو خوني تا كرمان زمينهاي سخت و جبال محكم در ميان است و ممري در زير زمين كه چندان آب در آن روان تواند شد متعذر مي نمايدو زمين كرمان بلندتر از زمين گاو خاني است.