باتلاق گاوخونی بخش دوم
بررسی مختصر وضعیت زمین شناسی تالاب گاوخونی
از تشکیلات زمین شناسی قابل توجه در منطقه مجموعه آتشفشانی نئوژن ( 12 میلیون سال قبل ) شمال تالاب گاوخونی است که جزء زون زمین ساختی ایران مرکزی است و توسط خدامی (1377) مورد مطالعه قرار گرفته است براساس بررسی مطالعه مذکور سنگهای موجود در منطقه از نوع آندزی بازالت، داسیت، آندزیت و ریوداسیت نئوژن هستند که به صورت جریان گدازه گنبد در میان سنگهای آتشفشانی ائوسن برونزد دارند. سنگهای آندزی بازالتی از ذوب بخش گوشته متاسوماتیسم شده یا مذاب گوشته ای آلایش یافته با پوسته حاصل شده اند و دگرسانی، ذخایر معدنی مناسبی را بوجود آورده. آندزی بازالت ها به صورت جریانی از گدازه با ساخت توده ای حفره دار و بادامکی در کوه سیاه تالاب بهترین رخنمون را دارند و از لحاظ سختی و رنگ کاملا" از سنگهای اطراف خود مشخص هستند، وجود ساخت حفره دار نشان می دهد که ماگما دارای میزان قابل توجهی گاز بوده است وبازالتهای کوه سیا برای مصارف ساختمانی و صنعتی واملاح تبخیری برای استخراج پتاس از اهمیت اقتصادی برخودارند.مسیر شرقی – غربی بخش مرکزی حوضه زاینده رود از اصفهان تا گاوخونی خود دنباله گودال سراسری ارومیه – دختر می باشد که در واحد زمین شناسی سنندج – سیرجان ( اسفندقه – مریوان) قرار دارد. همچنین دیوار شرقی گودال گاوخونی که تماما" از مواد آتشفشانی تشکیل شده خود دنباله آتشفشان محوری ایران می باشد وحوضه آبگیر اصفهان –سیرجان را از اردستان – یزد جدا می کند جزیی از تشکیلات ایران مرکزی است.
حوضه آبگیر اصفهان- سیرجان حدود 98 هزار کیلومتر مربع است که بیش از 50000 کیلومتر مربع آن را دشت های کویری تشکیل می دهند. این دشت ها متشکل از دشت سیرجان و باتلاق نمک سیرجان، دشت شهر بابک و خاتون آباد، دشت هرات و مروست و کفه شور آن، دشت ابرقو با باتلاق نمک نسبتا" وسیع آن و بالاخره تالاب گاوخونی با کفه های شور اطراف تا دشت وسیع اصفهان می باشد. در پایان فعالیت کوهزایی آلپ در 18 میلویون سال قبل یک فاز کوهزایی بسیار وسیع، موثر و چهره ساز به نام آتیکان باعث راندگی تراست زاگرس در امتداد سد کوهرنگ باایجاد فرورفتگی گاوخونی و احتمالا" شکستگی آن خاستگاه نهایی زاینده رود را در کنار دیواره بلند شرقی جدا کننده حوضه اصفهان – سیرجان از حوضه اردستان – یزد شکل داده و تقریبا" به وضع امروز در آورده است.
نحوه تشکیل و تدوین تالاب
دیدگاههای مختلفی پیرامون نحوه تشکیل و تکوین تالاب گاوخونی به عنوان خواستگاه نهایی زاینده رود وجود دارد که لطفعلیان و مهریار(1364) سه فرضیه ذیل را در این ارتباط پیشنهاد می کنند:
1- ممکن است تالاب گاوخونی یک چاله زمین شناسی باشد. در آن زمان فلات داخلی ایران توسط دریا پوشیده شده و با اقیانوس هند و دریای عمان پیوستگی داشته که با عقب نشینی تدریجی دریا فلات داخلی ایران از آب خارج شده اما چاله ای مذکور که نقاط پر عمق آن دریای بزرگ بوده اند به صورت دریاچه ها و باتلاقها یی که بیشتر دارای آب شور و به صورت نمکزار هستند باقی مانده و در حالی که بسیاری از این چاله ها مانند دشت کویر و لوت خشک شده اند ولی تالاب گاوخونی به علت تغذیه با زاینده رود هنوز باقی مانده است.
2- ممکن است بر اثر عوامل توپوگرافی و لغزشی بوجود آمده باشد. زردکوه بختیاری به عنوان بلند ترین نقطه توپوگرافیک حوضه دارای 422 متر ارتفاع جنس خاک سخت وگاوخونی پست ترین نقطه 1474 متر ارتفاع و دارای خاک شنی و سبک است و به این ترتیب تالاب بوجود آمده باشد
3- ممکن است بر اثر گسل و حرکات آن بوجود آمده باشد . گسل ها ممکن است باتوقف ناگهانی در جریان طبیعی آب زیر زمینی موجب تغییرات اساسی در ارتفاع سطوح ایستابی در دو طرف گسل شده به نحوی که زمین های بالادست به صورت نقاط مردابی و ماندابی در آورده در حالی که پایین دست گسل سفره های آب زیر زمین عمیق بوده و خشک هستند و ممکن است به صورت زمین های کویری فاقد هردگونه پوشش گیاهی درآید.
سر انجام آبهاي ورودي به تالاب گاوخوني
در اين مورد برخي را عقيده بر اين است كه آبهاي وارده به گاوخوني در منطقهاي نزديك كرمان ظاهر ميشود اما افراد ديگري مانند دكتر حسن حسيني ابري استاديار گروه جغرافيا در دانشگاه اصفهان نظر ديگري دارند. وي در كتاب خود تحت عنوان "مرداب گاوخوني" چنين اظهار ميدارد:
«به طور كلي جلگه اصفهان و حوضه فرو رفته مرداب گاوخوني در محل يك چاله معرفه الارضي طويلي كه از شمال اصفهان تا سيرجان ادامه دارد، قرار گرفته است. اين چاله داراي چند حوضه پست بوده كه به صورت كويرهايي داراي جهت شمال غربي-جنوب شرقي در آمده و پستترين نقطه آن مرداب گاوخوني است كه به طور متوسط از سطح عمومي درياها در حدود 1440 متر ارتفاع دارد و در سالهاي پر باران و فصول زمستان و بهار به صورت درياچه كم عمقي در ميآيد.
از حوضههاي ديگري كه در چاله معرفه الارضي اصفهان-سيرجان قرار دارند، ميتوان كوير ابرقو را با ارتفاع 1594 متر و كوير نمك سيرجان با ارتفاع 1710 متر از سطح درياها نام برد. با توجه به اختلاف ارتفاعي كه بين مرداب گاوخوني و مردابهاي جنوبيتر آن وجود دارد، در صورت ظاهر امكان جريان سطحي آب اين مرداب به مردابهاي جنوبي وجود ندارد و در صورت نفوذ اين آبها در طبقات زيرين زمين نيز با توجه به خارج بودن حوضههاي پائين دست از حوضه زمين شناسي گاوخوني دليل جغرافيايي آشكاري بر ارتباط زير زميني اين مردابها مشاهده نميشود. (حسيني ابري، حسن. ص 14 و 12)
ادامه دارد