اصفهان از نگاه دیگران

"ابن بطوطه " ( جهانگرد مراکشی ) که در سال 725 هجری قمری در سن 22 سالگی به اصفهان می آید ، اوضاع اجتماعی این شهر را اینگونه توصیف می کند:

« اهالی اصفهان مردمی زیبا رویند . رنگ آنان سفید و روشن و متمایل به سرخ است ، شجاعت و بی باکی از صفات با ارزششان است . اصفهانی ها مردمی گشاده دستند . چشم وهم چشمی و تفاخری که میان آنان در مورد اطعام و مهمان نوازی وجود دارد ، منشأ حکایات غریبی شده است . مثلاَ اتفاق می افتد که یک اصفهانی رفیق خود را برای اطعام دعوت می کند و می گوید : « بیا برویم تا با هم نان و ماست بخوریم » ولی وقتی او را به خانه می برد ، غذاهای گوناگونی برای او می آورد . بین جوانان مجرد این شهر و گروه های آنان رقابت برقرار است . مهمانی ها می دهند و هر چه می توانند در این مجالس خرج می کنند و محفلی عظیم با انواع غذاهای مختلف فراهم می آورند . حکایت می کردند که یکی از دسته ها، دسته دیگر را به مهمانی خوانده و غذای آنان را با شعله شمع پخته بود ، دسته دیگر برای تلافی ، در دعوت متقابلشان ، برای تهیه غذا به جای هیزم از حریر استفاده کرده بودند . »

 

(ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن محمد بن ابراهیم بن یوسف طنجی، در 17 رجب سال 703 هجری در شهر طنجه، اكنون درمراكش، به دنیا آمد. خانواده‌ی ابن‌بطوطه از فقیهان مالكی طنجه به شمار می‌آمدند و خود او نیز آموزش‌هایی در این زمینه دیده بود. او هنگامی كه تنها 22 سال داشت در 2 رجب سال 725 هجری قمری خود را برای به جا آوردن مراسم حج و زیارت آرامگاه پیامبر اسلام آغاز كرد و در آن زمان گمان نمی‌برد كه پس از 25 سال جهانگردی به زادگاهش بازگردد.)

                                              

 

                                       

 

 

وصف اصفهان

« تاورنیه » سیاح معروف فرانسوی که در عصر صفوی به اصفهان می آید ، این شهر را چنین توصیف می کند :

« اصفهان یا سپاهان یا صفاهون ، بنابر تلفظ ایرانیان در نود درجه طول و سی و دو درجه و چهل دقیقه عرض جغرافیایی ، در ایالت عراق که جزء مملکت قدیم پارت محسوب می شود ، واقع شده است . اصفهان پایتخت کل مملکت و شهر بسیار بزرگی است، که دربار شاه در آنجا مستقر شده است . گویی اصفهان در سابق عبارت از دو قریه متصل به یکدیگر بوده که یکی متعلق به « حیدر» و دیگری به «نعمت الله » نامی تعلق داشته است ، این شهر در حال حاضر نیز به دو محله تقسیم شده که یکی را حیدری و دیگری را نعمتی می نامند . محیط شهر اصفهان به انضمام محلات خارج از شهر ، از پاریس کوچکتر نیست ، اما جمعیتش ده برابر کمتر می باشد و نباید تعجب کرد که شهر به این بزرگی این قدر کم جمعیت است . برای این که هر خانواده یک خانه جداگانه و هر خانه یک باغ مخصوص دارد ، بنابراین فضای خالی از سکنه بسیار است . از هر سمت که به شهر اصفهان وارد شوی ،اول مناره های مساجد و بعد درختان خانه ها نمایان می شود ، به طوری که از دور اصفهان به جنگلی می ماند تا شبیه به یک شهر و چون جلگه حاصلخیز است ، سکنه زیادی دارد ، اما یک قریه بزرگ دیده نمی شود ، تمام آبادی ها کوچک است که بیش از سه  چهار خانه ندارد . »

 

                          

 

زندگی خصوصی مردم اصفهان

« ارنست هولتسر» آلمانی که در اواخر سال 1863 به ایران و اصفهان سفر کرده در سفرنامه خود پیرامون اخلاق و رفتار اصفهانی ها چنین می نویسد :

 « رفتار و اخلاق مردم اصفهان با سایر شهرهای ایران متفاوت است ، به خصوص با شیرازی ها . اصفهانی ها زود باور ، کم علاقه ، زرنگ ، نرم خو ، تا حدی متلک گو ، خسیس و نزاع جو هستند ، اما در مقابل غیرتی ، کوشا و باهوش می باشند و پشتکار دارند . نسبت به مردم شهرهای دیگر در خرج ، بیشتر مدارا می کنند و البته مهمان نوازند . در کوچه و بازار همیشه شادند و زیاد سر و صدا می کنند . در ضمنِ گردش و سواری برای خود آواز می خوانند . آنهایی که متمکن هستند ، آواز خوان همراه می برند و آنها را با هدایا و خوش رفتاری تشویق می کنند ...»   

 

هفته نامه خبری فرهنگی اجتماعی (اصفهان )- ویژه نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام -  دی ماه ۱۳۸۴