نام ایران - 1
ایرانیها،که در ناف جهان و به زبان اوستایی، ائیرینه وئیجنگه(airyana-vaējangh) خوانده میشد، ساکن و با نام ایرج مشهورند و ایرج (eraj) که بهزبان پهلوی (erech) خوانده میشود، مخفف همان واژهی اوستایی است، که به پهلوی و پارسی دری ویچ تلفظ میشود، که همان مرکز جهان معنی میدهد. واژهی ایران که در پارسی میانه به شکل اران (erān) بوده، و برگرفته از شکلهای قدیمی آریانا یعنی سرزمین آریاییهاست .واژهی آریا در زبانهای اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکلهای، اَیریه (airya) ، اَریه (āriya) ، آریه (arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت، اریه (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و آریکه (aryaka) به معنی مَردِ شایستهی بزرگداشت و حرمت است، و آریایی به زبان اوستایی، ائیرین (airyana) به زبان پهلوی و پارسی دری ایر خوانده میشود، و ایرج به زبان آریایی( airya ) است. ایر در واژه بهمعنی آزاده و جمع آن ایران به معنی آزادگان است
در شاهنامه از پسر سوم فریدون میخوانیم:
مر او را که بُد هوش و فرهنگ و رای … مر او را چه خوانند ؟ ایران خدای
ایران در این جا به معنی جمع، ایر یعنی آزادگان و ایران خدای به معنی پادشاه آزادگان است.
ایرانیان و آریاییان هند، که در روزگاران کهن زبانهای آنان به یکدیگر بسیار نزدیک بود، خود را به این نام خواندهاند.
داریوش بزرگ در نوشتههای نقش رستم و شوش از خود، چنین یاد میکند:
منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمینهای همه زبان، شاه این بوم بزرگ پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی، پسر یک پارسی، آریایی، از چهر آریایی ( آریایینژاد ).
اریه در نام، اریامنه (ariyāramna) اریامنه پدر اَرشام پدر ویشتاسب، ویشتاسب پدر داریوش است، و ایریه در واژهی اوستایی اَیرینَه وئیجنگه (airyna.vaējangh) ایرانویج، (ایرانویج در دید زرتشتیان، هنوز هم به معنای بهترین و مقدسترین بخش ایران و جهان است)، و اَیریوخشوثه (airyo.xshutha) اَیریوخشوثه کوهی که آرش، تیر انداز نامی ایران، در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن تیری به سوی مشرق انداخت، و ایره یاوه (airyāva)، ایرج ( یاری کنندهی آریا ) بهکار رفته است.
منابع:
سیمای ایران تألیف ایرج افشار، ص 67-68-69
تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ص 167