خط و زبان در ایران-بخش دوم
فصل یکم
تاریخ تحول خط و زبان در ایران
زبان پدیده ای اجتماعی است که با تحولات اجتماع دگرگون می شود. این وسیله ی ارتباطی هم در قالب نشانه های آوایی و هم در قالب نشانه های دیداری تحقق می یابد، نشانه های آوایی گفتار را می سازند و نشانه های دیداری نوشتار را.
زبان را با هر خطی می توان نوشت و تغییر خط نمی تواند به زبان آسیبی بزند. مثل زبان سومری که به خط میخی نوشته می شد و مثال امروزی تر و نزدیک ترآن الفبای روسی سیریلی و رومی است که خط طبقه ی مسلط اقتصادی و سیاسی بود، بر شمار کثیری از زبان های آسیایی که خطوطی کاملاً قابل استفاده داشتند تحمیل شد. هر زبانی در هر زمان در حال تحول است و از جهات مختلفی تغییر می کند. آواها و شیوه ی ترکیب آنها با وضع پیشین تفاوت می کند و آواهایی جدید با قوانین واج آرایی نوین در زبان معمول می شود. به طور کلی صورت قدیمی زبان رفته رفته از رواج می افتد تا یکسره فراموش شود.
نوع دیگری از وسیله ی ارتباط ذهنی میان افراد بشر خط و کتابت است. در واقع خط وسیله ای است که به انسان کمک می کند تا بر محدودیت زمانی و مکانی غلبه کند. انسان های غار نشین ابتدا برای بیان چیزی، تصویر آن را می کشیده اند. بعد آن تصویر را ساده تر کرده اند و سپس همان تصویر ساده، به نشانه ای قراردادی تبدیل شده است. امروزه بیش تر خط هایی که می شناسیم، مثل لاتینی، یونانی، روسی، وهم چنین خط های مختلف هندی، عربی و عبری، خط هایی مبتنی بر علایمی هستند که هر یک آوایی از آواهای زبان را باز تاب می دهند.
ملت های گوناگون به دو گروه : دارای خط و فاقد خط تقسیم می شوند، و این امر دلیل بر ارزش خط است. در تحقیقات تاریخی هر زبان می باید تمام مدارک واسناد مربوطه به آن زبان ها را در طول زمان های مختلف جمع آوری و سپس به ترتیب تاریخی آن ها را منظم و مرتب کرد وسپس با توجه به شباهت ها و تفاوت های ساختاری و صوتی زبان به کار رفته در این اسناد و مدارک و با مقایسه ی صورت های مختلف زبانی، آن ها را طبقه بندی کرد تا مشخص شود که هر زبان از گذشته تا امروز دست خوش چه تحولات و تغییراتی شده است.
در میان زبان های هند و اروپایی، زبان فارسی این ویژگی را دارد که می توان آن را از قرن ششم قبل از میلاد تا زمان حاضر به طور پیوسته بررسی کرد.